زن لبنانی با کمک دوستاش داشت ب - تاریخ: 1392/2/28 ساعت: 14:54
زن لبنانی با کمک دوستاش داشت بلند میشد ..هاکان با چشمای تنگ شده از خشم داشت به سمتمون میومد در حالی که قسمتی از استینش خونی شده بود..خدای من یعنی اینقدردندونام تیز و برنده بود ...همه این اتفاقا شاید در کمتر از چند ثانیه افتاده بود ... هاکان_فکر کنم قرار بود از تاکتیکایی که اموزش دیده بودید استفاده ک...
هاکان_خودش باید از پسش بر بیاد - تاریخ: 1392/2/28 ساعت: 14:26
هاکان_خودش باید از پسش بر بیاد ... نیوشا داشت زیر دستای زنک لبنانی جون میداد و تقلاهای من واسه خلاصی از پنجه های فولادی هاکان بیفایده.... با دیدن صورت کبود شده نیوشا از ترس تو دلم خالی شد ... ناغافل برگشتم سمت هاکان وبا همه وجودم دندونامو تو گوشت بازوش فرو کردم ...چنان دردش گرفت که نتونست جلوی فریاد...